تبليغاتX
๑۩۞۩๑مشمیل๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑مشمیل๑۩۞۩๑

قالب های رایگان
آموزش طراحی قالب

منوی کاربردی

پيغام مدير :
با عرض سلام خدمت شما کاربر گرامی ! ورود شما را به این وبلاگ خیر مقدم عرض می کنم .



وبلاگ ما را صفحه خانگی خود کنید اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها

نظر سنجی



جستجوگرGoogle

لوگو سایت

محل قرار گرفتن لوگو شما

پيوندهاي روزانه

آمار سایت

.: گوش کن! خدا صدات مي کنه :.

یک مرد جوان در جلسه روز چهارشنبه مدرسه کتاب مقدس شرکت کرده بود. شبان در مورد گوش شنوا داشتن و اطاعت کردن از خدا صحبت می کرد. آن مرد جوان متعجب از خود پرسید: " آیا هنوز خدا با مردم حرف میزند؟ "
بعد از جلسه با یکسری از دوستانش برای خوردن قهوه و کیک بیرون رفتند و در آنجا با هم در مورد این پیغام گفتگو کردند. خیلی ها می گفتند که چگونه خدا آنها را در زندگیشان هدایت کرده است.
حدود ساعت ده آن مرد جوان با اتومبیل خود به طرف خانه حرکت می کند. همانطور که در ماشین نشته شروع به دعا کردن می کند: " خدایا اگر تو هنوز با مردم حرف میزنی لطفاً با من نیز حرف بزن.
من گوش خواهم کرد و تمام سعیم را خواهم کرد که مطیع تو باشم."
همانطوریکه در خیابان اصلی شهرشان رانندگی می کرد ناگهان احساس عجیبی می کند که یکجا بایستی بایستد تا مقداری شیر بخرد. او سر خود را تکان داده و می گوید: " آیا خدا تو هستی؟ "
چونکه جوابی نمی گیرد شروع می کند به ادامه دادن به رانندگی. ولی دوباره همان فکر عجیب:" مقداری شیر بخر. " مرد جوان به یاد داستان سموئیل می افتد که چگونه وقتی خدا برای اولین بار با او حرف زد نتوانست صدای او را تشخیص دهد و نزد عیلی رفت چونکه فکر میکرد که او با او حرف میزد.
او گفت: "باشه خدا اگر این تو هستی که حرف میزنی من شیر را می خرم." به نظر اطاعت کردن آنقدرهم سخت نبود چونکه بهرحال او میتوانست از شیری که خریده استفاده کند. پس او اتومبیل را متوقف کرد و مقداری شیر خرید و به راهش به طرف خانه ادامه داد.
وقتی خیابان هفتم را رد می کرد دوباره الزامی را در خود حس کرد:" بپیچ به این خیابان" او فکر کرد که این دیوانگی است و از آنجا گذشت. دوباره همان احساس، پس او فکر کرد که باید به خیابان هفتم برود پس چهارراه بعدی را دور زد تا به خیابان هفتم برود و به حالت شوخی گفت: " باشه خدا اینکار را هم می کنم. "
وقتی چند ساختمان را رد کرد احساس کرد که آنجا بایستی توقف کند. وقتی اتومبیل را به کناری گذاشت به اطراف نگاهی انداخت. آن منطقه حدوداً تجاری بود. در واقع بهترین منطقه شهر نبود ولی بدترین هم نبود. اکثر مغازه ها بسته بودند و بیشتر چراغهای خانه ها نیزخاموش بودند که بنظر همه خواب بودند.
او دوباره حسی داشت که می گفت: " شیر را به خانه روبرویی ببر." مرد جوان به خانه نگاهی انداخت. خانه کاملاً تاریک بود و به نظر می آمد که افراد آن خانه یا در خانه نبودند و یا خوابیده بودند.
او در ماشین را باز کرد و روی صندلی نشست.
" خداوندا این دیوانگیست. الان مردم خوابند و اگر الان آنها را از خواب بیدار کنم خیلی عصبانی میشوند و بعد من مثل احمقها به نظر می رسم. "
بالاخره او در اتومبیل را باز کرد وگفت: " باشه خدا اگر این تو هستی که حرف می زنی من میرم جلوی در و شیر را به آنها می دهم ولی اگر کسی سریع جواب نداد من فوراً از آنجا میرم. "
او ازعرض خیابان عبور کرد و جلوی در رسید و زنگ در را زد. صدایی شنید مردی به طرف بیرون فریاد زد و گفت: " کیه؟ چی می خواهی؟ " و قبل از اینکه مرد جوان فرار کند در باز شد.  مردی با شلوار جین و تی شرت در را باز کرد و بنظر که از تخت خواب بلند شده بود. قیافه عجیبی داشت و از اینکه یک مرد غریبه در خانه اش را زده زیاد خوشحال نبود. گفت: " چی می خواهی؟ " فرد جوان شیر را به طرفش دراز کرد و گفت: "براتون شیر آوردم. "  آن مرد شیر را گرفت و سریع داخل خانه شد. زنی همراه با بچه شیر را گرفت و به آشپزخانه رفت و آن مرد هم بدنبال او. بچه مدام گریه می کرد و اشک از چشمان آن مرد سرازیر بود.
مرد درحالیکه هنوز گریه می کرد گفت: "ما دعا کرده بودیم چونکه این ماه قبضهای سنگینی را پرداخت کردیم و دیگه پولی برای ما نمانده بود و حتی شیر نیز برای بچه مان در خانه نداریم. من دعا کرده بودم و از خدا خواسته بودم که به من نشان بدهد که چگونه شیر برای بچه ام تهیه کنم."
همسرش نیز از آشپزخانه فریاد زد: "من از او خواستم که فرشته ای بفرستد تا برای ما شیر بیاورد، شما فرشته نیستید؟ "
مرد جوان دست خود را به جیب برد و کیفش را بیرون آورد و هرچه پول در کیفش بود را در دست آن مرد گذاشت و برگشت بطرف ماشین در حالیکه اشک از چشمانش سرازیر بود. حالا دیگر می دانست که خدا به دعاها جواب می دهد.
این کاملاً درست است. بعضی وقتها خدا خیلی چیزهای ساده از ما می خواهد که اگر ما مطیع باشیم قادر خواهیم بود که صدای او را واضحتر بشنویم. لطفاً گوش شنوا داشته باشید و اطاعت کنید تا اینکه برکت بگیرید.

برگرفته از سایت http://alivaram.com/

 




/ نوشته شده توسط مدیران در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 8:33 قبل از ظهر

.: قدرت ذهن و تاثیرات آن :.

 
  قدرت ذهن و تاثیرات آن

مغز شما ابزاری کاملاً پویا و دینامیک است. از لحظه ای که به دنیا می آیید و تا زمانی که از دنیا بروید، تریلیون ها مدار را آزمایش و تست میکند تا شما در مسیر زندگی خود پیش روید. اگر سیم کشی ها مفید و صحیح باشد، شما به فردی موفق در زندگی تبدیل خواهید شد، و اگر که نه مطمئناً شکست خورده خواهید بود. مسئله ی امیدوارکننده این است که هر چقدر شما از مغزتان استفاده یا سوء استفاده کنید، عاقبت به اوج قوه ی ذهنیتان خواهید رسید—زمانی در زندگیتان که قدرت های شناختی و خلاقیتی شما در آخرین حد خود کار می کنند.

اما می دانم که بسیار دوست دارید بدانید که چه وقت این زمان فرا می رسد؟ یا شاید آن را گذرانده باشید؟ پاسخ این سوال به عواملی بستگی دارد که قدرت ذهنی را تشکیل می دهند.

بنابر تحقیقات، شما زمانی به این نقطه ی اوج می رسید که بین سه عامل زیر تعادل برقرار کرده باشید:

1. توانایی در جذب اطلاعات جدید

2. توانایی برای ارائه ی ایده و عقیده های خود

3. توانایی به کار انداختن آن ایده ها و عقاید از طریق تجربه و تفکر انتقادی

بگذارید ببینیم که هر کدام از این توانایی ها چگونه در طی زندگی شما پرورش مییابند.

جذب اطلاعات

توانایی شما برای جذب اطلاعات جدید به سخت افزار مغز شما مرتبط است. گرچه اکثر سلول های مغزی قبل از تولد شکل می گیرند، اما اکثر ارتباطات بین این سلول ها در طی دوران طفولیت و کودکی ایجاد می شود. به همین دلیل است که مغز یک کودک 3 ساله دو برابر مغز یک انسان بالغ کار می کند.

مغز یک کودک، علاوه بر فعال شدن بیش از اندازه، بسیار متراکم است. مغر در اولین دهه ی عمر خود به همین صورت باقی می ماند، تا سن 11 سالگی که در تلاش برای جدا شدن از ارتباطات زائد و غیر ضروری برمی آید.

این مرحله که متخصصین آن را "هَرس کردن" می نامند، با ایجاد ارتباطات قوی تر و کارآمدتر، قدرت های شناختی مغز را افزایش می دهد. دکتر هری چوگانی، استاد عصب شناسی کودکان در دانشگاه ایالتی واین، اظهار می دارد: "مغز نیز در این دوره مانند یک بزرگراه است. جاده هایی که ترافیک بیشتری داشته باشند، گسترده تر میشوند. و آنها که به ندرت مورد استفاه قرار می گیرند، خراب خواهند شد."

در نوجوانی، غلبه بر برخی توانایی ها—مثل یادگیری زبان سواحیلی یا نواختن قره نی—بدون تمرین و پشتکار زیاد، بسیار مشکل خواهد شد. خوشبختانه مغز شما با تقویت نیروهای بینشی و قضاوتی، از عهده ی این کمبودها برمی آید. شما همچنین بهتر می توانید در این دوره با احساسات خود برخورد کنید.

در دهه ی 20 سالگی مغز شما باید مثل یک دستگاه خوب روغن کاری شده، کار کند. در این نقطه، تجربیات زندگی شما با ایجاد ارتباطات بادوام و مستحکم کمک بسیاری می کند. اما شما هنوز هم دچار اشتباهاتی می شوید که اکثر آنها مربوط به مسائل جنسیتان می شود نه مغزتان!

سعی کنید تا می توانید از دوران اولیه مغز خود نهایت استفاده را ببرید چون با گذشتن از مرز 20 سالگی، مغز شما هر ساله 1 گیگ از حجم خود را از دست می دهد و خوشبختانه بعضی از این تلفات با تقویت عصب های باقی مانده جبران می شوند. یعنی اینکه حتی پس از رفتن به خانه ی سالمندان، شما هنوز قادر خواهید بود اطلاعات جدید را جذب کنید.

توليد ایده و عقاید

با اینکه مغز شما در طول زندگی قادر به ساختن ایده های جدید و افکار خلاق است، جامعه برای پی بردن به کل محتوای این نیروی بالقوه، از بروز آن ممانعت خواهد کرد.

برای مثال در نظر بگیرید در سن 5 سالگی شما تقریباً از %80 نیروی بالقوه ی خلاقیت خود استفاده می کنید. در آن سن شما با خلق بازی های جدید و یافتن دوستانی تازه، چه واقعی و چه خیالی، از خلاقیت خود استفاده می کنید. اما، وقتی به 12 سالگی می رسید، نیروی بالقوه ی خلاقیت شما به %2 نزول خواهد کرد. این کاهش شدید نشانگر فشارهای اجتماع برای همرنگ شدن با جامعه است. با بالا رفتن سن کودکان، زمان بازی کوتاه تر می شود، درحالیکه مسئولیت ها و فشارهای زندگی واقعی افزایش می یابند. در حقیقت، شما هیچگاه نیروی خلاقیت خود را از دست نمیدهید؛ فقط تشویق و ترغیب اطرافیان کمرنگ یا پررنگ می شود .

منبع : آریا لینک




/ نوشته شده توسط مدیران در شنبه بیست و سوم دی 1385 و ساعت 9:56 قبل از ظهر

.: قدرت فراري :.


قدرت فراري

برگرد...

چه اتفاقي براي راننده ميافته اگر يک فراري با سرعت بيش از 320 کيلومتر بر ساعت به يک تيرک بخوره؟!

جواب : هيچي!!
مرد فقط چند خراش سطحي (از کمربند) برداشته بود، فقط همين!!
ضرر = 1.3 ميليون دلار
ليست انتظار براي يکي ديگه = 2 سال

راننده داره با مأمور پليس صحبت مي کنه، درست بعد از سانحه!!

به اتاقک راننده نگاه کنيد ... هيچ خرابي محسوسي وجود نداره!

موتور در قسمت عقب خودرو قرار داره بنابراين راننده در سرعتهاي بالا لِه نميشه!

بله! اين است قدرت فراري!

برگرفته از http://alireza.nasseh.ir/ferrari.htm


/ نوشته شده توسط مدیران در چهارشنبه هشتم آذر 1385 و ساعت 12:31 بعد از ظهر

.: کلام ساده ؟؟!!! :.

كلام ساده !
نه طوطي باش كه گفته ديگران را تكرار كني و نه بلبل باش كه گفته خود را هدر دهي
گذشت زمان آدمي را پير نميسازد، بلكه ترك آرمانها و كمال مطلوبهاست كه ما را فرتوت و افتاده ميكند
در خوشي دوستان ما را مي شناسند و در ناخوشي ما دوستان را
از مخالفت نترسيد بادبادک وقتي مي تواند بالا برود که با باد مخالف مواجه شود
خودت را باور کن، سعي در متقاعد کردن ديگران نداشته باش
هميشه رفتن رسيدن نيست ولي براي رسيدن بايد رفت
در بن بست هم راه آسمان باز است، پرواز بياموز
زندگي در حال تغيير و تکامل است مهم احساس آدمها نسبت به همديگر است که به جاي تغيير تکامل يابد
شناخت ديگران هوشمندي است، شناخت خويشتن خردمندي واقعي
اگر ترسي از مردن نداري، کاري نيست که نتواني به انجام برساني



/ نوشته شده توسط مدیران در چهارشنبه هشتم آذر 1385 و ساعت 8:28 قبل از ظهر

.: هفت روش ایجاد مزاحمت برای بانوان (ترجیحا دم بخت ) :.




/ نوشته شده توسط مدیران در چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 10:38 قبل از ظهر

.: به خودت ایمان داشته باش :.

به خودت ایمان داشته باش
    
معیار های بزرگی برای خودت در نظر بگیر،تو لیاقت بهترین ها رو داری.
برای به دست آوردن آنچه که خواهان آن هستی تلاش کن.وهرگز به کمتر از آن قانع نشو. به خودت ایمان داشته باش. مهم نیست چه چیزی را انتخاب کرده ای،در فکرت همیشه پیروز باش.
به این ترتیب هیچ وقت بازنده نخواهی بود.به سرنوشت خود فکر کن.
اگر راهی را به اشتباه رفتی نگرانی به دل راه نده.چون آنچه مهم است تجربه ای است که آموخته ای.
همه آنچه را که در خور توست با خود همراه کن،تا به همه آنچه که در توان توست تبدیل شوی.
تا اوج ابرها پرواز کن و بگذار رویاهایت تو را آزاد کنند.
                         



/ نوشته شده توسط در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 و ساعت 12:5 بعد از ظهر

.: آرم معروف کوکاکولا :.

کوکا کولا

این آرم رو که می شناسید آرم معروف کوکاکولا

حالا این آرم رو برعکس می کنیم . یعنی به قولی میگذاریم جلوی آینه این شکلی می شه .

 

 

خوب که دقت کنیم کلمه (لا محمد . لا مکه) رو می بینیم . معنی اش مشخص است .ولی گر یکمی عربی مون خوب باشه و لای نفی جنس رو بشناسیم . معنیشو بهتر می دونیم . به آرم نگاه کنید به نظر شما چه نیازی بود که حرف C در Cola اینجوری ییچ بخوره و از حرف L لا رد بشه ؟ حالا فهمیدید چون که حرف ک در مکه درست بشه .

راستی لازم به یادآوریه که این شرکت مال اسرائیلیها است . از زمانی که در کشور های عربی این موضوع را فهمیدن از مصرف کوکاکولا خودداری می کنند و در دبی هم بیشتر زمزم مصرف میشه




/ نوشته شده توسط مدیران در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 10:36 قبل از ظهر

.: ميس دي دختر رپ خون ايروني :.

» مصاحبه با:

« ميس دي » دختر رپ خون ايراني در  » آمستردام هلند «



ميس دی که دختر 21 ساله ايرانی رپ خونه از شهر نوتردام...

چطور به زبان هلندی که خيلی هم سخته رپ ميخونی؟

  • چون خيلی وقته اينجا زندگی می کنم و ميتونم به زبان هلندی خودم رو بهتر بيان کنم.

چند ساله در هلند زندگی می کنی؟

  • من 21 سالمه و از ۵ سالگی اينجا زندگی می کنم.

بقیه مصاحبه در ادامه مطلب....



ادامه مطلب

/ نوشته شده توسط مدیران در سه شنبه یازدهم مهر 1385 و ساعت 1:53 بعد از ظهر

.: علاقمندی آنجلينا جولي به دين اسلام :.

آنجلینا جولی یک پسربچه یتیم کامبوجیایی به نام مدوکس و یک دختر یتیم افریقایی به نام زهرا را به فرزندی قبول کرده است و با آنها زندگی می‌کند.

هنرپيشه معروف سينماي آمريكا در مصاحبه با راديوي ملي پاكستان اعلام كرد كه به دليل نحوه كمك رساني دولت پاكستان به فقراي اين كشور، به دين اسلام علاقه مند شده است.



 ادامه مطلب رو حتما بخوانید........

برگرفته از:   سرچشمه



ادامه مطلب

/ نوشته شده توسط مدیران در سه شنبه یازدهم مهر 1385 و ساعت 12:50 بعد از ظهر

.: روزگار حسنک :.

گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.
نویسنده : حسین



/ نوشته شده توسط در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 12:47 بعد از ظهر

.: گياه درماني ؛ خواص درماني ذرت :.

گياه درماني ؛ خواص درماني ذرت

ذرت داراي ارزش غذايي فراواني است، در آن به علت نداشتن گلوتن (ماده چسب گندم) قابليت تهيه نان را ندارد. بنابراين براي تهيه نان ذرت، آن را با ساير غلات مخلوط مي كنند.
ذرت از نظر طب قديم ايران سرد و خشك است.




1) پماد ذرت خشك كننده زخمها مي باشد.
2) ذرت غذاي خوبي براي پيشگيري سرطان است.
3) استفاده مداوم از ذرت از كرم خوردگي دندان جلوگيري مي كند.
4) روغن ذرت كلسترول خون را پايين مي آورد.
5) روغن ذرت براي درمان اگزما و بيماريهاي پوستي مفيد است.

خواص درماني كاكل ذرت
كاكل ذرت را قبل از رسيدن كامل ميوه يعني قبل از پژمرده شدن مي چينند و به سرعت خشك مي كنند. كاكل ذرت بعد از خشك شدن رنگ قهوه اي پيدا مي كند.
براي درست كردن دم كرده كاكل ذرت، مقدار 30 گرم از آن را در يك ليتر آب جوش ريخته و به مدت پنج دقيقه دم مي كنند.
1- دم كرده كاكل ذرت ادرار آور است و آرام كننده دستگاه ادراري است.
2- درد و ناراحتيهاي دستگاه ادراري را تسكين مي دهد.
3- سنگ مثانه، التهاب، ورم مثانه و درد مثانه را از بين مي برد.
4- كاكل ذرت به طور كلي دستگاه ادراري را تميز مي كند.

بغير از كاكل ذرت از برگ و ريشه وساقه بلال نيز استفاده طبي بعمل مي آيد
1) جوشانده ساقه وسط بلال خونريزي بيني را بند مي آورد.
2) براي دفع سنگ مثانه از جوشانده برگهاي بلال استفاده كنيد.
3) جوشانده ريشه ذرت براي سوزش مجاري ادراري مفيد است.
4) جوشانده وسط بلال درد شكم و معده را از بين مي برد.
5) در قديم براي معالجه سوزاك از جوشانده ساقه بلال استفاده مي كردند.




/ نوشته شده توسط مدیران در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 9:29 قبل از ظهر

.: یه ویدئوی جالب از حرکتهای خنده دار حیوانات :.

یه ویدئوی جالب از حرکتهای خنده دار حیوانات

برای داونلود روی نوشته زیر راست کلیک و گزینه سیو تارگت از .... رو انتخاب کنید.

 

ویدئوی جالب از حیوانات




/ نوشته شده توسط مدیران در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت 5:3 بعد از ظهر

.: چت بدون داشتن نرم افزار یاهو مسنجر :.

 

قصد داریم تا ترفندی فوق العاده را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آن میتوانید بدون نصب نرم افزار یاهو مسنجر بتوانید به راحتی به ID خود در یاهو لوگین شوید و به چت کردن با دوستان خود بپردازید. در صورتی که در محل کار شما امکان استفاده از این برنامه نیست و یا یاهو مسنجر بر روی سیستم شما به خوبی اجرا نمیشود این ترفند بسیار مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین میتوانید با این ترفند به MSN Messenger و AOL Messenger خود هم لوگین شوید ، بدون نصب این دو نرم افزار! 

برای خواندن ترفند روی ادامه متن کلیک کنید


http://mashmill.blogfa.com

http://mashmill.blogfa.com


 



ادامه مطلب

/ نوشته شده توسط مدیران در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 و ساعت 5:30 بعد از ظهر

.: برداشتن تبلیغات در هنگام چت !!!!!!!!!!!!! :.

 

معمولا وقتی که با Yahoo! Messenger کار می کنید و در حال چت کردن با دیگران هستید صفحه های تبلیغاتی در مسنجر شما باز می شود که در بعضی از موارد بسیار اعصاب خورد کن هستند ولی به راحتی می شود این تبلیغات را حذف کرد.

برای خواندن ترفند روی ادامه متن کلیک کنید

 http://mashmill.blogfa.com

http://mashmill.blogfa.com



ادامه مطلب

/ نوشته شده توسط مدیران در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 و ساعت 5:25 بعد از ظهر

.: فینال :.

 يه روز يه مرده مي ره پيش يه روانپزشك و ميگه: آقاي دكتر، من هر شب خواب مي بينم دارم با يه عده خر فوتبال بازي مي كنم؛ يه دوايي چيزي بهم بديد كه ديگه از اين خوابا نبينم. دكتره ميگه: بيا آقا، اين قرصها و اين شربت رو امشب بخور؛ ديگه اين خوابا رو نمي بيني. مرده ميگه: آقاي دكتر، نمي شه اينها رو از فرداشب بخورم؟ آخه امشب فيناله


/ نوشته شده توسط مدیران در شنبه دهم تیر 1385 و ساعت 9:17 قبل از ظهر

.: جوک(نوشابه خانواده) :.

تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟


/ نوشته شده توسط در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 5:20 بعد از ظهر