تبليغاتX
๑۩۞۩๑مشمیل๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑مشمیل๑۩۞۩๑

قالب های رایگان
آموزش طراحی قالب

منوی کاربردی

پيغام مدير :
با عرض سلام خدمت شما کاربر گرامی ! ورود شما را به این وبلاگ خیر مقدم عرض می کنم .



وبلاگ ما را صفحه خانگی خود کنید اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها

نظر سنجی



جستجوگرGoogle

لوگو سایت

محل قرار گرفتن لوگو شما

پيوندهاي روزانه

آمار سایت

.: کلیپ موبایل جدید :.

کلیپ موبایل جدید

یک کلیپ از یک آهنگ معروف برای موبایل

اینم عکسش

برای داونلود به ادامه مطلب مراجعه کنید .



ادامه مطلب

/ نوشته شده توسط مدیران در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:10 بعد از ظهر

.: گوش کن! خدا صدات مي کنه :.

یک مرد جوان در جلسه روز چهارشنبه مدرسه کتاب مقدس شرکت کرده بود. شبان در مورد گوش شنوا داشتن و اطاعت کردن از خدا صحبت می کرد. آن مرد جوان متعجب از خود پرسید: " آیا هنوز خدا با مردم حرف میزند؟ "
بعد از جلسه با یکسری از دوستانش برای خوردن قهوه و کیک بیرون رفتند و در آنجا با هم در مورد این پیغام گفتگو کردند. خیلی ها می گفتند که چگونه خدا آنها را در زندگیشان هدایت کرده است.
حدود ساعت ده آن مرد جوان با اتومبیل خود به طرف خانه حرکت می کند. همانطور که در ماشین نشته شروع به دعا کردن می کند: " خدایا اگر تو هنوز با مردم حرف میزنی لطفاً با من نیز حرف بزن.
من گوش خواهم کرد و تمام سعیم را خواهم کرد که مطیع تو باشم."
همانطوریکه در خیابان اصلی شهرشان رانندگی می کرد ناگهان احساس عجیبی می کند که یکجا بایستی بایستد تا مقداری شیر بخرد. او سر خود را تکان داده و می گوید: " آیا خدا تو هستی؟ "
چونکه جوابی نمی گیرد شروع می کند به ادامه دادن به رانندگی. ولی دوباره همان فکر عجیب:" مقداری شیر بخر. " مرد جوان به یاد داستان سموئیل می افتد که چگونه وقتی خدا برای اولین بار با او حرف زد نتوانست صدای او را تشخیص دهد و نزد عیلی رفت چونکه فکر میکرد که او با او حرف میزد.
او گفت: "باشه خدا اگر این تو هستی که حرف میزنی من شیر را می خرم." به نظر اطاعت کردن آنقدرهم سخت نبود چونکه بهرحال او میتوانست از شیری که خریده استفاده کند. پس او اتومبیل را متوقف کرد و مقداری شیر خرید و به راهش به طرف خانه ادامه داد.
وقتی خیابان هفتم را رد می کرد دوباره الزامی را در خود حس کرد:" بپیچ به این خیابان" او فکر کرد که این دیوانگی است و از آنجا گذشت. دوباره همان احساس، پس او فکر کرد که باید به خیابان هفتم برود پس چهارراه بعدی را دور زد تا به خیابان هفتم برود و به حالت شوخی گفت: " باشه خدا اینکار را هم می کنم. "
وقتی چند ساختمان را رد کرد احساس کرد که آنجا بایستی توقف کند. وقتی اتومبیل را به کناری گذاشت به اطراف نگاهی انداخت. آن منطقه حدوداً تجاری بود. در واقع بهترین منطقه شهر نبود ولی بدترین هم نبود. اکثر مغازه ها بسته بودند و بیشتر چراغهای خانه ها نیزخاموش بودند که بنظر همه خواب بودند.
او دوباره حسی داشت که می گفت: " شیر را به خانه روبرویی ببر." مرد جوان به خانه نگاهی انداخت. خانه کاملاً تاریک بود و به نظر می آمد که افراد آن خانه یا در خانه نبودند و یا خوابیده بودند.
او در ماشین را باز کرد و روی صندلی نشست.
" خداوندا این دیوانگیست. الان مردم خوابند و اگر الان آنها را از خواب بیدار کنم خیلی عصبانی میشوند و بعد من مثل احمقها به نظر می رسم. "
بالاخره او در اتومبیل را باز کرد وگفت: " باشه خدا اگر این تو هستی که حرف می زنی من میرم جلوی در و شیر را به آنها می دهم ولی اگر کسی سریع جواب نداد من فوراً از آنجا میرم. "
او ازعرض خیابان عبور کرد و جلوی در رسید و زنگ در را زد. صدایی شنید مردی به طرف بیرون فریاد زد و گفت: " کیه؟ چی می خواهی؟ " و قبل از اینکه مرد جوان فرار کند در باز شد.  مردی با شلوار جین و تی شرت در را باز کرد و بنظر که از تخت خواب بلند شده بود. قیافه عجیبی داشت و از اینکه یک مرد غریبه در خانه اش را زده زیاد خوشحال نبود. گفت: " چی می خواهی؟ " فرد جوان شیر را به طرفش دراز کرد و گفت: "براتون شیر آوردم. "  آن مرد شیر را گرفت و سریع داخل خانه شد. زنی همراه با بچه شیر را گرفت و به آشپزخانه رفت و آن مرد هم بدنبال او. بچه مدام گریه می کرد و اشک از چشمان آن مرد سرازیر بود.
مرد درحالیکه هنوز گریه می کرد گفت: "ما دعا کرده بودیم چونکه این ماه قبضهای سنگینی را پرداخت کردیم و دیگه پولی برای ما نمانده بود و حتی شیر نیز برای بچه مان در خانه نداریم. من دعا کرده بودم و از خدا خواسته بودم که به من نشان بدهد که چگونه شیر برای بچه ام تهیه کنم."
همسرش نیز از آشپزخانه فریاد زد: "من از او خواستم که فرشته ای بفرستد تا برای ما شیر بیاورد، شما فرشته نیستید؟ "
مرد جوان دست خود را به جیب برد و کیفش را بیرون آورد و هرچه پول در کیفش بود را در دست آن مرد گذاشت و برگشت بطرف ماشین در حالیکه اشک از چشمانش سرازیر بود. حالا دیگر می دانست که خدا به دعاها جواب می دهد.
این کاملاً درست است. بعضی وقتها خدا خیلی چیزهای ساده از ما می خواهد که اگر ما مطیع باشیم قادر خواهیم بود که صدای او را واضحتر بشنویم. لطفاً گوش شنوا داشته باشید و اطاعت کنید تا اینکه برکت بگیرید.

برگرفته از سایت http://alivaram.com/

 




/ نوشته شده توسط مدیران در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 8:33 قبل از ظهر

.: مسدود کردن رجیستری :.

- از منوی Start به Run بروید و در Run تایپ کنید Gpedit.msc و Ok را بزنید.
2- در پنجره ظاهر شده مسیر مقابل را دنبال کنید :user configuration / administrative templates / system
3- حال در سمت راست روی گزینه Prevent access to registry editing tools دوبار کلیک کنید.
4- در پنجره ای که باز می شود گزینه Enable را فعال کرده و Ok کنید.
5- دیگر نیازی به Gpedit.msc نیست آنرا ببندید.
6- حال در Run تایپ کنید regedit تا رجیستری باز شه.
7-خاهيد دید که با پیغامی مبنی بر بسته بودن رجیستری مواجه میشوید.
دقت کنید که برای آنکه بتوانید رجیستری را دوباره اجرا کنید مسیر گفته شده را دنبال کرده و این بار به جای Enable گزینه NotConfigured را انتخاب کنيد.




/ نوشته شده توسط علی در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 2:6 قبل از ظهر


مطالب قبلی

کلیپ موبایل جدید
گوش کن! خدا صدات مي کنه
مسدود کردن رجیستری
تنظیم اتوماتیک مدت زمان روشن بودن کامپیوتر
فارسی کردن اعداد در Microsoft Word
طريقه نصب صحيح دستگاه بلوتوث بر روي كامپيوتر
اجرای سریع تر برنامه ها
جلوگیری از اشغال شدن خط تلفن به هنگام استفاده از اینترنت
لوگین شدن سریع در یاهو مسنجر
دریافت اطلاعات آب و هوای شهرهای ایران از طریق SMS
حل مشکل لوگین کردن به یاهو مسنجر
راهی ساده برای مقابله با تروجان Magic-PS
کد گوشیهای سامسونگ
کدهای مخفی گوشی های نوکیا
جک
چرا همه‌ ما به دانشگاه عشق می ورزيم؟
سلام مجدد
خبر خوب
دعوتنامه جی میل (gmail)
فونت فارسی

منوی وبلاگ

لوگو دوستان

گالري قالب وبلاگ

جاي لوگو دوستان

موضوعات


موزیک
عکس
خبر
بیوگرافی اشخاص
موزیک ویدئو
موزیک فیلم
آموزش آرایش و خود آرائی
شعر
مدهای جدید
مطالب عاشقانه
ورزشی
نرم افزار
تلویزیون آنلاین
رادیو آنلاین
استخاره قرآن
تعبیر خواب
فال حافظ
کد های جاوا اسکریپ
کنترل درجه ی سایت شما NEW
مطالب جالب و خواندنی
فلش های زیبا
ماهواره
آموزش آشپزی
تست IQ
نکات خانه داری
آموزش شمع سازی
((ماه مبارک رمضان))
كتاب الكترونيكي رايگان
بازی
ترفند در رایانه
ببین و حالشو ببر
جدیدترین نرم افزار کارتهای dvb
کلیپ موبایل
کلیپ یانگوم
نرم افزار های فارسی شده
فونت فارسی و انگلیسی
دعوتنامه جی میل رایگان (Gmail)
کدهای مخفی گوشی ها ( نوکیا و سامسونگ و ...)
ترفند برای همه چی ( کامپیوتر و ...)

آرشیو
ترجمه قالب
قالب های رایگان
آموزش طراحی قالب
گروه بـــتـــا بهترین ها در بتا
فیلتر شکن و عبور از پروکسی
همه چیز در مورد سینما و تلویزیون و تئاتر
کوچکترین وبلاگ بچه های۰۲۸۱
Designer : GHALEBKADEH

کپي برداري از مطالب سايت فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد
All Rights Reserved 2006 © by
http://mashmill.blogfa.com
This Template Rendition By
Narmafzar.sub.ir

لینک باکس